پیشینه برنامه ریزی آموزشی

برنامه ریزی آموزشی به مفهوم عام وکلی آن پیشینه ای دیرینه دارد وشاید بتوان گفت تاریخ تعلیم وتربیت آغاز شده است. پس از ظهور دین حضرت عیسی مسیح (ع) وگسترش مسیحیت، در سراسر اروپا ،کشیشان وروحانیون مسیحی به سهم خود متولی امور تعلیم وتربیت وعهده دار امور برنامه ریزی آموزش وپرورش شدند.

علاوه بر مسیحیان ، مسلمانان نیز از همان آغاز ظهور اسلام ، نسبت به گسترش تعلیم وتربیت وسازماندهی امور آموزشی، اهتمام خاص ورزیدند. زیرا ضرورت آموختن قرآن وفهم دستورات دینی ونیز لزوم ثبت وضبط اخبار واحادیث ومعرفی اسلام ، ایجاب می کرد که مردم سواد بیاموزند ودر بالا بردن فهم دینی خود از خواندن ونوشتن مدد بگیرند. هنوز از آغاز دین مبین اسلام زمان زیادی نگذشته بود که شمار زیادی از مسلمانان سواد آموختند وبه تعلیم وتعلیم قرآن وتبلیغ دین همت گماشتند. بنابراین رمز گسترش سواد در میان مسلمانان آن هم در زمانی کوتاه حاکی از به کار بستن تدابیر خاص ووجود اندیشه های برنامه ریزی آموزشی است.

با شکوفایی صنعت وگسترش فن آوری جدید در مغرب زمین، به ویژه در سده های اخیر ووقوع تحولات اقتصادی ، سیاسی وفرهنگی ونیزافزایش نقش تعلیم وتربیت در زندگی انسانها، برای اداره امور آموزشی از روشها وفنون پیچیده تری مدد گرفته شد وبه تدریج زمینه های شکل گیری برنامه ریزی آموزشی به عنوان یک دانش جدید در مغرب زمین فراهم گردید.

برنامه ریزی آموزشی در کشورهای اروپای غربی

پس از جنگ جهانی دوم، هنگامی که دوره ی جدیدی در تاریخ علوم، فن آوری واقتصاد آغاز گردید، در تاریخ برنامه ریزی آموزشی کشورهای اروپایی نیز نقطه عطفی بوجود آمد. زیرا گسترش علوم وفن آوری وتحولات اجتماعی، شیوه های دقیق وپیچیده تری را در زمینه برنامه ریزی آموزشی ایجاب می کرد،به همین دلیل دول اروپایی به فکر افتادند که نظامهای آموزشی خود را بازسازی کنند. زیرا آموزش وپرورش در این کشورها نه تنها با مسائلی چون تقاضای روزافزون برای آموزش ، کمبود فضای آموزشی وکمبود معلم مواجه بود،بلکه مساله هماهنگ کردن نظام آموزشی با خط مشی های توسعه وبا ماهیت مشاغل در حال تحول،برای آنها اهمیت فراوانی داشت. ازاین رو استفاده از روشهای برنامه ریزی آموزشی به شیوه جدید،در خلال دهه 1940 میلادی در کشورهای اروپای غربی نیز روبه گسترش نهاد.

برنامه ریزی آموزشی در کشورهای در حال توسعه

دهه1950 میلادی مقارن با بروز تحولاتی در زمینه مسائل سیاسی ،اقتصادی واجتماعی بود که این تحولات تاثیر شگرفی بر آموزش وپرورش این جوامع گذاشت. به این معنی حدوث این دگرگونیها موجب گردید که مسئولان آموزشی این کشورها، آموزش وپرورش رابه منظور جوابگویی به انتظارات ناشی از تحولات جدید، مورد تجدید نظر وبررسی قرار دهند وپذیرای نوآوریها وتغییرات جدیدی شوند. ازجمله نوآوریهایی که در عرصه آموزش وپرورش این کشورها پذیرفته شد،استفاده از روشها وفنون برنامه ریزی آموزشی در اکثر این کشورها بود که خود منبعث از تحولات سیاسی ، اجتماعی واقتصادی گوناگونی از جمله:تحولات سیاسی ،اقتصادی ،اجتماعی بود.

تاریخچه برنامه ریزی آموزشی در ایران

همزمان با آغاز روابط سیاسی ایران با غرب در عصر فرمانروایی پادشاهان قاجار،روابط فرهنگی نیز میان ایران واروپا برقرار شد. در نتیجه بسیاری از الگوها ی آموزشی وفرهنگی غرب به نظام آموزشی  ایران راه یافت. مسئولان مملکتی وفرهنگی به تدریج اقداماتی در جهت پذیرش الگوهای فرهنگی وآموزشی غرب به عمل آورند که این اقدامات بعدها زمینه ساز پذیرش روشها ی برنامه ریزی به شیوه کنونی گردید ودر نهایت در تکوین نظام برنامه ریزی آموزشی درایران نقش مهمی ایفا نمود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 20:6  توسط م شریفات  |